شهر جسارت

انگار هنوز رفتارهایش کودکانه است.
با تغییرِ تدریجیِ خلق‌وخو، کم‌کم فکر می‌کنید با یک غریبه مواجهید. همه چیز را به چالش می‌کشد اما آمادۀ رویارویی با شرایطی پیچیده‌تر است.

عزت نفس برایش حیاتی می‌شود .
حالا که با رفتن به مقطعی جدید، اولین کوچِ جدی زندگی‌اش را تجربه می‌کند، سخت است که او را خوب بفهمید و بشناسید و ایده‌آل است که درکش کنید.
به مرور آرام می‌شود و از لحظه‌های فراز و فرودِ عاطفی ـ روحی پا به دشت بلوغ می‌گذارد.
حالا کنارش می‌ایستید و همین، راضی‌اش می‌کند.

هم‌قدم شدن با او، لذت‌بخش‌ترین نقطۀ این داستان است.

قبلی
بعدی

راه متوسطه

در میانه‌های داستانش، مسافری از دبستان به میانۀ مسیرِ یادگیری رسیده است. به متوسطۀ یک!
قرار است اعداد را تمام کند و به توانِ آرزوهایش برساند. شهروند امروز از دل تاریخ می‌آموزد و به یک احتمال امیدوار است تا معادلۀ اجتماعِ خود را حل کند.

اینجا شهری است که به‌خاطرِ قدِ جسارتِ هر نهالش، از دوردست‌ها پیداست!
قبلی
بعدی

امکانات متوسطه یک

امکانی برای آرام کردنِ طغیانی که طبیعتِ زندگیِ اوست… تا در این ساحلِ امن، جسارت را جایگزینِ ترس‌هایش کند و پرچمِ استقلالش را به اهتزاز درآورد.

اخبار

شهرِ جسارت، پر از خبرهای مستقل است!

 

 

 

 

 

ثبت نام

اهلِ متوسطۀ یک می‌شوید؟
بعد از اَدَبِستان شهری است… که در آن برای او راهی ساخته شده است!
این راه را… به نامش کنید.

فهرست