شهر جسارت

انگار هنوز رفتارهایش کودکانه است.
رفته رفته خلق و خویش تغییر می کند ، پله پله فکر می کنید که با یک غریبه رو به رو هستید ، همه چیز را به چالش می کشد اما آماده است با شرایط پیچیده تری رو به رو شود.
عزت نفس برایش حیاتی می شود .
حالا که اولین کوچ جدی زندگی اش را به مقطعی جدید تجربه می کند سخت است که خوب او را بفهمید، بشناسید و ایده آل است که درکش کنید.
کم کم آرام تر می شود ز لحظه های فراز و فرود عاطفی _ روحی اش پا به دشت بلوغ می گذارد .
حالا کنارش می ایستید ، همین راضی اش می کند .
هم قدم شدن با او لذت بخش ترین نقطه ی این داستان است.

قبلی
بعدی

راه متوسطه

در میانه های داستانش، مسافری از ادبستان به متوسطی از زندگی امروزش رسیده است. به قسمت یک آن.
قرار است اعداد را تمام کند و به توان آرزوهایش برساند. شهروند زیست بوم امروز، از دل تاریخ می آموزد و به یک احتمال امیدوار است تا معادله اجتماع خود را حل کند.

اینجا شهریست که به خاطر قدّ ِ جسارتِ هر نهالش، از دوردست ها پیداست.
قبلی
بعدی

امکانات متوسطه یک

امکانی برای آرام کردن طغیانی که طبیعت زندگی اوست، تا در این ساحل امن جسارت را جایگزین ترس هایش کند و پرچم استقلالش را به اهتزاز درآورد.

اخبار

              شهر جسارت پر است از خبرهای مستقل.

 

 

 

 

 

ثبت نام

اهل متوسطه ی یک می شوید؟
بعد از ادبستان شهریست که در آن راهی برای او ساخته شده است.
این راه را به نامش کنید

فهرست